نقد بازی سفیر عشق

نقد بازی سفیر عشق

نقد بازی سفیر عشق

بازی سفیر عشق حاصل تلاش پنج ساله‌ی استودیوی رسانا شکوه کویر است که روایتی تاریخی-مذهبی از حوادث پیش و پس از واقعه‌ی عاشورا را در بستر یک بازی هک اند اسلش ارائه می‌کند.

این روزها نقد کردن بازی‌های ایرانی کار بسیار سختی است. شاید اگر ۱۰ یا ۱۵ سال پیش بود، می‌توانستیم بگوییم درخت «صنعت» ویدیو گیم ایران همچون بسیاری از صنایع مدرن دیگر این کشور، هنوز جوان است و نباید زیاد به آن سخت گرفت. اما الان سال ۲۰۲۱ است؛ سالانه ۱۰ها بازی کوچک و بزرگ فوق‌العاده در دسترس تمام گیمرهای جهان، از جمله ایران، قرار می‌گیرد که برایش سر و دست می‌شکنند. مدیوم بازی نه تنها یکی از پول‌سازترین فرم‌های سرگرمی دنیاست، بلکه به تدریج خود را به‌عنوان فرمی بی‌نظیر از هنر جا انداخته که حتی سینماگران مطرح هم جذبش شده‌اند. در چنین دنیایی، نمی‌توان صبر کرد و به نظاره نشست تا معجزه‌ای رخ دهد و بازی‌هایمان به یک باره در سطح جهانی قرار بگیرند.

اما همه‌‌ی ما از مشکلاتی که بر سر راه بازیسازان وطنی قرار می‌گیرد آگاهیم. دیدگاه‌های غلط نسبت به ویدیو گیم در سطح کلان، کمبود حمایت‌ها، مشکلات مالی، تحریم و… همگی دست به دست هم داده‌اند تا ما سال‌ها از قطار پرسرعت صنعت جهانی ویدیو گیم عقب بیافتیم. در چنین شرایطی، بازیسازانی که قصد ادامه‌ی کار در ایران را دارند، اغلب تمرکز خود را روی پروژه‌های کوچک و کم‌ریسک مثل بازی‌های هایپرکژوال موبایلی می‌گذارند. در این میان، تعداد اندکی هستند که فرصت، سرمایه و منابع ساخت یک بازی بزرگ برای PC و کنسول پیدا می‌کنند که استودیوی رسانا شکوه کویر (به اختصار RSK) با «سفیر عشق» یکی از آنها بوده است. اما آیا این استودیو توانسته از این فرصت گران‌بها حداکثر استفاده را ببرد؟

داستان بازی دنبال‌کننده‌ی کاراکتری خیالی به نام «مهران» است؛ او از یاران ایرانی اهل بیت است که در سپاه امام حسن خدمت می‌کند، اما پس از صلح اجباری با معاویه، ابتدا در زادگاهش ری و سپس به دلایلی در کوفه به زندگی مشغول می‌شود. حضور او در کوفه همزمان می‌شود با درخواست مردم این شهر از امام حسین برای حضور در کوفه و به دست گرفتن خلافت امت اسلامی. با ورود مسلم بن عقیل به کوفه برای راستی‌آزمایی از اراده‌ی مردم، مهران به همراه چندین تن دیگر از دوست‌داران اهل بیت همچون مختار و هانی، به حمایت از مسلم برمی‌خیزند.

طبیعتا بستری که RSK برای روایت داستان انتخاب کرده، چیزی است که خصوصا ما ایرانیان به خوبی با آن آشنا هستیم و از کودکی تقریبا ریز به ریز جزئیات آن را می‌دانیم. این به خودی خود چیز بدی نیست؛ در بازی‌های بزرگ خارجی هم بارها از وقایع تاریخی تکراری مثل جنگ جهانی دوم قصه تعریف شده است. اما نکته اینجاست که بازی سفیر عشق از جنبه‌ی متفاوتی به واقعه عاشورا می‌پردازد که آن را از تماما کلیشه بودن خارج می‌کند.

ایده‌ی خلق یک کاراکتر خیالی و درآمیختن اتفاقات زندگی او با با وقایع تاریخی، اقدامی تحسین‌برانگیز از جانب RSK بوده است. بازی دغدغه‌ی به تصویر کشیدن مفاهیمی چون عشق پاک و عرفانی، در وهله‌ی اول به خداوند و سپس به اهل بیت، علیرغم تمام سختی‌ها، ناجوانمردی‌ها و شک‌هایی که روزگار بر سر راه می‌گذارد، دارد. اما مشکل اینجاست که این دغدغه در اظهارات سازندگان پیش از عرضه نمود بیشتری پیدا کرده تا در خود بازی. ضعف نویسندگی و روایت قصه اجازه نمی‌دهد بازی سفیر عشق همان چیزی باشد که خالقش در ذهن داشته است.

چند مسئله به داستان بازی سفیر عشق ضربه می‌زند؛ اول از همه روایت کند و بسیار کم‌رمقی است که کمی گنگ آغاز شده و کشش لازم برای نگه داشتن مخاطب را ندارد. با وجود آنکه بستر تاریخی داستان بازی چندان جای غافلگیری یا پیچش‌های داستانی نداشته، اما همان جنبه‌ی تخیلی زندگی مهران می‌توانست بُعد تازه و بسیار جذاب‌تری به داستان ببخشد ولی متاسفانه چنین نشده است. ارتباط گرفتن با کاراکترها و خصوصا مهران به چند دلیل سخت است. اولین و آزاردهنده‌ترین مشکل، ضعف در دیالوگ‌نویسی است. واقعا نیازی نبوده که کاراکترها با چنین لحن اغراق‌شده‌ای، حرف‌های پرتکلف و خالی از هر گونه ظرافت و باورپذیری بزنند. بخش زیادی از میان‌پرده‌های بازی به تعریف کردن کاراکترها از فضائل اخلاقی یکدیگر یا سر دادن سخنرانی‌های شعاری حوصله‌سربر می‌گذرد و آنهایی هم که صحنه‌های اکشن دارند، از کارگردانی ضعیف رنج می‌برند. چنین مشکل بزرگی متاسفانه باعث شده پتانسیل حضور دوبلورهای مطرحی چون منوچهر والی‌زاده و زهره شکوفنده در بازی هدر برود.

بستر تاریخی داستان بازی چندان جای غافلگیری یا پیچش‌های داستانی نداشته، اما همان جنبه‌ی تخیلی زندگی مهران می‌توانست بُعد تازه و بسیار جذاب‌تری به داستان ببخشد.

تنها کاراکترهایی که می‌توان گفت تا حدودی برایشان شخصیت‌پردازی شده، مهران و همسرش پروانه هستند. اگرچه رابطه‌ی این دو آمیخته با عشق و لطافتی دوست‌داشتنی است، اما رفتار و گفتار آنها بیش از حد تک‌بعدی و سطحی از آب درآمده است. این نکته‌ی مهمی است چرا که تا پیش از تجربه‌ی بازی، با توجه به گفته‌های سازندگان، منتظر رو‌به‌رو شدن با کاراکتری بودم که درگیری‌های ذهنی و تردید‌های زیادی داشته و در خلال داستان برسر دوراهی‌های سختی قرار می‌گیرد. با اینکه بازی در اوایل خود تقریبا چنین چیری را از مهران به بازیکن نشان می‌دهد، اما در ادامه با شخصیتی طرفیم که اتفاقا خیلی هم مصمم و تک‌وجهی است. ضعف شدید دیالوگ‌ها، شخصیت‌های فرعی کاملا خنثی و روایت کم‌فرازونشیب بازی، به تدریج باعث شد ارتباطم را با کاراکترها و داستان از دست بدهم.

نقد بازی سفیر عشق

یکی از نقاط قوت بزرگ بازی سفیر عشق، شروع بسیار خوب آن است. بازی از همان ابتدا با قرار دادن شما در یک فضای مرموز و پرتنش، ناآرامی‌های درونی مهران را برایتان ملموس می‌کند. اگر نمایش شتاب‌زده‌ی تایتل «سفیر عشق» در همان چند دقیقه‌ی اول را فاکتور بگیریم، تقریبا همه چیز در نیم ساعت ابتدایی بازی، از فضاسازی گرفته تا جلوه‌های گرافیکی، بسیار عالی کار شده و نوید یک تجربه‌ی جذاب را در ادامه می‌دهند. شاید اگر سفیر عشق در ادامه‌ی کار همین روند را حفظ می‌کرد، به بازی بسیار بهتری تبدیل می‌شد.

بازی سفیر عشق از لحاظ گرافیکی دستاورد قابل‌توجهی در صنعت بازی‌سازی ایران است. بازی با موتور آنریل ۴ ساخته شده و از انیمیشن‌های پرتعداد و فناوری موشن کپچر در شکل‌دادن به کاراکترها بهره گرفته که باید بگویم در مقیاس بازی‌های وطنی، تحسین‌بر‌انگیز است. با اینکه بازی از لحاظ هنری هویت و شاخصه‌ی متمایزی ندارد، اما طراحی محیط‌های غالبا بیابانی و شهرهای قرن اول هجری به شکل قابل‌قبولی انجام شده و جزئیات خوبی دارد.

متاسفانه طراحی و انیمیشن چهره‌ها چنگی به دل نمی‌زند. هماهنگی بین لب‌زدن و صدای کاراکترها در اکثر مواقع وجود ندارد و در برخی شرایط حتی شاهد تکان خوردن لب و دهان شخصیت‌ها هنگام حرف زدن هم نیستیم. یک نکته‌ی عجیب در بازی، پیاده‌سازی چشم‌های مهران است که به شکل عجیبی حتی از کاراکترهای بی‌اهمیت بازی هم بدتر کار شده و به او ظاهری همچون روشندلان داده است. باید این واقعیت را بپذیریم که هنوز فاصله‌ی زیادی حتی تا بازی‌های بزرگ چندین سال پیش دنیا داریم، اما سفیر عشق در ابعاد همین صنعت گیم دست‌و‌پا‌شکسته‌ی خودمان، نقطه عطفی به شمار می‌رود.

انتخاب ژانر اکشن هک اند اسلش توسط RSK عملی جاه‌طلبانه بوده است. طراحی یک گیم‌پلی روان با مکانیک‌های شمشیربازی لذت‌بخش، امر دشواری است و سازندگان سعی کرده‌اند برای تنوع بخشیدن به مبارزات و جلوگیری از Button Mashing (فشردن پی‌در‌پی تنها چند دکمه و انجام حرکات تکراری)، سلاح‌ها و حرکات مختلفی به بازی اضافه کنند. مهران قادر است چهار ترکیب سلاح (تک‌شمشیر، تیروکمان، دوشمشیر و شمشیر و سپر) را در برابر دشمنان استفاده کند که می‌توان هر کدام را چندپله ارتقا داد و حرکات ترکیبی مختص خودشان را خرید. با اینکه سازندگان تلاش خود را برای هرچه عمیق‌تر کردن مبارزات کرده‌اند، اما در کل جنگیدن با دشمنان چندان امر لذت‌بخشی نیست. بازی فیزیک بسیار خوبی دارد، انیمیشن‌های مبارزه‌اش روان هستند و تنوع نسبتا خوبی هم در فنون مبارزه پیش‌رویتان می‌گذارد، اما حرکات مهران با کندی و تاخیر خیلی زیادی انجام می‌شوند که هیجان و سرعت را از مبارزات می‌گیرد.

 

کُندی حرکات مهران البته فقط به مبارزات خلاصه نمی‌شود. به طور کلی بیشتر کارهایی که مهران انجام می‌دهد، از راه رفتن تا جمع‌آوری آیتم، بیش از حد آهسته است که گشت‌و‌گذار در محیط با او را ملال‌آور می‌کند (خوشبختانه می‌توان از اسب استفاده کرد). این مسئله به گیم‌پلی مبارزات هم آسیب زده؛ سختی کامبت نه به هوش مصنوعی و تنوع دشمنان، بلکه تعداد بالای آنها برمی‌گردد و بیشتر چالش شما در واقع مدیریت نوار سلامتی است. برای پر کردن آن، باید از نوعی گیاه استفاده کنید که در نقشه پراکنده شده است. به‌علاوه آیتم‌هایی نیز هستند که نوار سلامتی و «نوار خشم» مهران را ارتقا می‌دهند. مشکل اینجاست که گشت‌و‌گذار در محیط نسبتا گسترده‌ی بازی در هر مرحله اصلا کار لذت‌بخشی نیست و به شخصه دشواری مبارزات با جان کمتر را به پیدا کردن آیتم احیا در محیط ترجیح می‌دادم.

متاسفانه بازی سفیر عشق طراحی مراحل چندان خوبی ندارد. تیم RSK تلاش کرده با هر آنچه در اختیار داشته مراحل جذابی خلق کند، اما در طول زمان حدودا ۸ ساعته‌ی بازی، بیشتر مراحل کسل‌کننده و خالی از هیجان و سرگرم‌کنندگی هستند. هدف در بسیاری از مراحل، رفتن از نقطه‌ی A به B است که در برخی از آن‌ها جهت ایجاد تنوع، مجبور به سکوبازی، مخفی‌کاری یا از پیش رو برداشتن تعدادی دشمن می‌شوید. سناریو‌های مخفی‌کاری بیشترین جذابیت را در بازی دارند که کمی به بازی، خصوصا در قسمت‌های پایانی جان می‌دهند. اما مایه‌ی حسرت است که سفیر عشق از این مکانیزم بهره‌ی بیشتری نبرده است.

هدف در بیشتر مراحل، رفتن از نقطه‌ی A به B است که در برخی از آنها جهت ایجاد تنوع، مجبور به سکوبازی، مخفی‌کاری یا از پیش رو برداشتن تعدادی دشمن می‌شوید.

قطعات موسیقی‌های اندک بازی شنیدنی هستند و به غرق شدن در مراحل کمک زیادی می‌کنند، اگرچه تکرار بیش از حد آنها طی مراحل نسبتا طولانی بازی، کمی حوصله‌سربر می‌شود. یکی از تحسین‌برانگیزترین نکات بازی، پیاده‌سازی بسیار خوب افکت‌های صوتی بوده که بسیار دقیق و پرجزئیات انجام شده است. تیتراژ پایانی بازی نیز با قطعه‌ای به خوانندگی سالار عقیلی همراه شده که در نوع خود جذابیت منحصر به فردی است.

نکته‌ای که جا دارد به آن اشاره کنم، عملکرد بسیار پایدار بازی از ابتدا تا انتها بود. در طول تجربه‌ام با بازی سفیر عشق، اصلا با مشکلاتی چون افت فریم یا باگ رو‌به‌رو نشدم. با آنکه گرافیک بازی از لحاظ کیفی در پرده‌ی دوم مقداری افت می‌کند، اما از لحاظ عملکردی همواره سطح خوب خود را حفظ کرده است. گاهی پیش می‌آید که ضعف‌هایی چون فرو رفتن اجسام در هم را ببینید، اما این موارد اصلا به تجربه‌تان آسیبی وارد نمی‌کند. مشکلات فنی بازی انگشت‌شمار هستند که تیم سازنده به راحتی با انتشار یک آپدیت قادر به رفع آنها خواهد بود. مثلا پس از اتصال کنترلر، همچنان دکمه‌های موس و کیبرد در بازی نشان داده می‌شوند یا هر کاری که کردم، نتوانستم زیرنویس بازی را فعال کنم. اطمینان دارم تیم RSK حتما نسبت به حل این موارد، خیلی زود اقدام خواهد کرد.

پاسخ دادن به این سوال که آیا حتما باید سفیر عشق را تجربه کرد یا خیر، دشوار است و بستگی به نوع دیدگاهتان خواهد داشت. در مقام یک اثر ایرانی از تیمی که وقت، تلاش و هزینه‌ی زیادی برای ساخت آن گذاشته و به دستاوردهای قابل‌توجهی در مقیاس صنعت ویدیو گیم ایران رسیده، پاسخ قطعا مثبت است. اما مسئله این است که دیدگاه میلیون‌ها گیمر داخل کشور لزوما چنین نیست.

برای جلب توجه قشری که اکثر آنها را نوجوانان و جوانانی تشکیل می‌دهد که به جدیدترین و بهترین بازی‌های روز دنیا دسترسی دارند، بازی‌های داخلی باید به چیزی بیشتر از عِرق ملی و حمایت از تولید وطنی تکیه کنند. یک ایده‌ی متفاوت، یک داستان خوب یا یک گیم‌پلی لذت‌بخش، می‌تواند کافی باشد. البته که تیم RSK با بازی سفیر عشق نه تنها دغدغه‌ی روایت یک داستان تاثیرگذار را داشته، بلکه سعی کرده با ارائه جلوه‌های بصری عالی، استفاده از دوبلورها و خوانندگان مشهور و گیم‌پلی متنوع، بر جذابیت آن بیافزاید. نتیجه‌ی کار با اینکه به نظر یک پکیج کامل است، اما در بسیاری از فاکتورها ضعف دارد که از تبدیل شدنش به اثری که حتما باید تجربه‌اش کرد، جلوگیری می‌کند.

 

امتیاز بازی سفیر عشق
قابل قبول
اطلاعات بیشتر
سفیر عشق در مقیاس بازی‌های ایرانی با گرافیک چشم‌نواز و پروداکشن بزرگ خود دستاورد چشم‌گیری است. با اینکه بازی با وجود داستان‌محور بودن، بهره‌گیری از صداگذاران مطرح، گرافیک فنی خوب، محیط گسترده و گیم‌پلی نسبتا متنوع به نظر پکیج کاملی است، اما در هر مورد ضعف‌های زیادی دارد که از تبدیل شدن آن به یک تجربه‌ی تاریخی-مذهبی جذاب و سرگرم‌کننده در قالب ویدیو گیم جلوگیری کرده است. سفیر عشق یک «بازی ایرانی خوب» است، اما آیا این برای جذب مخاطب داخلی و خارجی کفایت می‌کند؟

نقاط قوت

نقاط ضعف

برای حمایت از آثار فرهنگی و هنری ایران عزیزمان  لینک خرید نسخه فیزیکی بازی سفیر عشق در پایین صفحه قرار داده شده است